"گریه در دعا"




با یاد تو با دیده ی تر می آیم            وز باده ی شوق بی خبر می آیم

اظهار عجز و ناتوانی و عبودیت در درگاه خداوند، از مواردی است که فرد نمی تواند آن را در قالب کلمات و جملات بیان کند و گریه هنگام دعا یکی از راه های ابراز این ناتوانی است.

هنگامی اشک از چشم جاری می شود که فرد تمام وجود خود را به سوی خدا معطوف کند، در واقع گریه اوج حال دعا می باشد و اشک بهترین گواه و سرمایه برای حضور در محضر خداوند کحسوب می شود و در نزدیکی به او و بخشش گناهان و آرامش روحی فرد بسیار مؤثر است.

 به قطره قطره اشک تو، خدا نظاره می کند    به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی؟

حضرت علی (ع) در دعای کمیل می فرمایند:

"خدایا رحم کن بر بنده ای که سرمایه ی او امیدواری به رحمت تو و سلاحش در تقرّب به سوی تو، گریه است"

"ذکر صلوات بر پیامبر اکرم (ص)"


یکی از راه هایی که می توان نظر لطف و رحمت پروردگار را به خود جلب کرد، فرستادن درود و صلوات بر پیامبر اکرم (ص) و خاندان اوست به طوری که دعا در پوششی از صلوات قرار گیرد تا خداوند به برکت این صلوات، ما را مورد لطف و رحمت خود قرار داده و دعایمان را مستجاب نماید.

از آنجا که خداوند دعا در حق بزرگان و ائمه را رد نمی کند؛ بنابراین دعایی که در بین این دعاها بیان می شود، نیز رد نخواهد شد.

امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند:

"هروقت حاجتی داشتی و خواستی که خداوند اجابت کند اول صلوات بر رسول او بفرست و سپس حاجت خویش را بخواه و دوباره صلوات بفرست که خداوند آن را اجابت می کند؛ زیرا او کریم تر از آن است که از میان خواسته ها یکی را بپذیرد و دیگری را رد کند."

هم چنین امام صادق (ع) می فرمایند:

"پیوسته دعا محجوب است (میان آن و اجابتش حجاب و پرده ای حایل است) وقتی بر محمد (ص) و آلش صلوات فرستاده شود، آنگاه پرده و حایل برطرف می شود."

"اعتراف به گناه"

یکی دیگر از آداب دعا، اعتراف به گناهان در ابتدای دعا می باشد. اعتراف به گناه نوعی پشیمانی از گناه است؛ یعنی دعاکننده گناهان و خطاهای گذشته خود را یادآوری کرده و نسبت به آنها اظهار پشیمانی می کند.

بنده از این طریق می تواند نظر پروردگار را به خود جلب کند؛ زیرا گناهان بین فرد و خداوند حجابی ایجاد می کند که این حجاب مانند ابرهایی که جلوی خورشید و فواید آن را می گیرد، مانع ارتباط شخص با خدا می شود.

با اعتراف به گناه، موانع به اجابت رسیدن دعا از سر راه برداشته شده و دعاها به اجابت نزدیکتر می شوند.

امام صادق (ع) در این باره می فرمایند:

"به خدا قسم که بنده ای از گناهان خویش خارج نشد مگر با اقرار به آن ها"

"ستایش خداوند"

زمانی که در این دنیای مادی با بکار گرفتن اموری ساده همچون گفتگوی محبت آمیز، نگاه مهربان و.... می شود نظر هم نوعان خود را جلب نمود، چطور نمی توان نظر رحمت پروردگار را به خود جلب کرد! خداوندی که صمیمی ترین و نزدیک ترین کس به انسان بوده و این قرب و نزدیکی به بندگانش را برای آنان یادآوری کرده و می فرماید: "ما از رگ گردن به او نزدیک تریم" (ق/16)

در جای دیگر شوق، اشتیاق، لطف و رحمت خود را نسبت به بندگان خود چنین بیان میکند:

"اگر بنده ام می دانست که چقدر مشتاق او هستم، از شدت اشتیاق جان می داد."

خداوندی که نسبت به بندگان خود چنین لطف و رحمتی دارد، در حالیکه بی نیاز از آنهاست و بندگان در اوج نیاز به او به سر می برند و هستی و نیستی بندگان وابسته به اوست، آیا شایسته ی ستایش نیست؟

ستایش خداوند و برشمردن نعمت های او نشان دهنده ی شکرگزاری ماست و این شکرگزاری به اجابت دعا کمک میکند.

شکر نعمت، نعمتت افزون کند             کفر نعمت، نعمت از کفت بیرون کند

شروع دعا با "بسم الله الرحمن الرحیم"


 بسم الله الرحمن الرحیم                   هست کلید در گنج حکیم

همه ی مردم جهان هر کار مهم و پرارزشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز می کنند و نخستین کلنگ هر مؤسسه ای را با نام کسی که مورد علاقه ی آنهاست بر زمین  می زنند، یعنی آن کار را با آن شخصیت مورد نظر ارتباط می دهند.

آیا بهتر نیست برای پایدار نمودن یک برنامه و رسیدن به نتیجه ی مطلوب شروع آن را به کسی ارتباط دهیم که نیستی در ذات او راه ندارد؟ کسی که همه ی کارها در مالکیت اوست و هیچ کاری بدون اذن او انجام نمی شود.

پیامبر اکرم (ص) در این زمینه می فرمایند:

"دعایی که اولش بسم الله باشد  برگشت داده نمی شود"

از طرف دیگر خداوند کلامش را با نام خود آغاز کرده است که این خود یک آموزش عملی به بندگان، برای به کار بستن این شیوه در زندگی می باشد. افراد با گفتن این جمله در آغاز کارها به ویژه دعا کردن بندگی و عبودیت خود را بیان می کنند، این امر به نوبه ی خود در نزدیکی بنده به خدا بسیار مؤثر است.

همچنین خواندن خداوند به اسم اعظم نقش مهمی در اجابت دعا دارد که نزدیکترین نام به اسم اعظم در "بسم الله الرحمن الرحیم" است.

الفبای دعا کردن

بسیاری از افراد عقیده دارند که برای دعا کردن باید شرایط خاصی را فراهم نمود و بیان میکنند، دعایی مستجاب میشود که به طور مفصل انجام شود؛ یعنی ذکر خاصی در آن گفته شود و یا در زمان و مکان خاصی خوانده شود.

در واقع این افراد به دلیل آشنا نبودن به راه سادۀ دعا کردن، آن را از زمانی به زمان دیگر موکول کرده و خود را از دعا کردن محروم می کنند و به این باور نرسیده اند که خداوند ساده ترین دعای بندگانش را نیز مستجاب میکند.

مسلماً دعا در اماکن مقدس مانند مساجد و مکان های زیارتی زودتر به اجابت می رسد؛ ولی زمانی که امکان رفتن به این مکان ها نیست، آیا نباید دعا کرد؟ آیا دعا باید با کلمات خاصی بیان شود تا به اجابت برسد؟

آیا دعاهای سادۀ روزمرۀ افراد (دعا هنگام کار کردن و...) مانند دعای پدر و مادر برای فرزند (دعا برای عاقبت به خیری فرزندان و...)، دعای فرزند برای پدر و مادر (دعا برای سلامت آنان و...)، دعای نیازمند برای فرد کمک کننده و مواردی از این قبیل، دعا محسوب نمی شوند؟

این گونه دعاها نه تنها دعا محسوب می شوند، بلکه اجابت شدن سریع اینگونه دعاها، افراد را شگفت زده نیز میکند که روایات موجود در این زمینه، این مطلب را تأیید می نماید؛ امام زین العابدین (ع) می فرماید: "دعای فقیر رد نمی شود و وقتی به فقیر چیزی دادی، از او بخواه که دعا کند."

به بیان دیگر، فرد می تواند خواسته ها و نیازهای خود را به هر شکل و زبانی برای خداوند بیان کند چون دعا در واقع عبارت است از بیان آنچه در دل می باشد و برای این امر لازم نیست از کلمات و عبارات رسمی استفاده نمود، زبانی که خدا دوست دارد زبان دل است و برای گفتگو با خدا، فقط لازم است دنیای بیرون را کنار بگذاریم. 

تعریف "دعا"

دعا از ریشۀ "دَعَوَ"، در لغت به معنی صدا زدن و یاری خواستن از درگاه خداوند و در اصطلاح به معنی گفت و گو کردن با خدا و راز و نیاز با اوست.